حالتان را توصیف کنید.


تو این مستراح های دیوار آجرسفالی کج و کوله بین راهی که درشونم چفت نمی شه، شلنگ آب که هیچ آفتابه هم نداره، خودشم تا کمرگاه پر یادگاری های سفره غذای مسافراست، یک مگس سمج هست. رو همه چی می شینه علی الخصوص چش و چارت...

گاهی یا تو اون مگسه هستی، یا یکی دیگه...

400 ضربه

آلن: شد یه بار شیر کوفت کنیم...

من: کوووفت کنی. جم نبند...

آلن: کوووفت کنم!

من: خب؟

آلن: یاد اون بطری بزرگ شیر می افتم. تو 400 ضربه.همیشه می ترسم . از حجم شیر توی بطری. از کوچیکی خودم. از گشنگیم...

من: می خوای نوشابه و کیک بگیریم؟

آلن: نه. همین شیر خوبه.

من: پس ولوم بده. ریموت دست توئه.شماعی زاده است...

آلن: اوکی. تو هم گاز بده...



پ.ن 1:  http://www.imdb.com/title/tt0053198/       (The 400 Blows)Les quatre cents coups            


شخصیت قائم به ذات


آلن:...بنز. سفید. 2010.کروک.در حد بوندس لیگا، بنز. یکی هم از توش پیاده شد. کپ ممد اناری خدابیامرز. کت شلوار سفید.پیرهن مشکی. دندون طلا.سبیل مشتی.فر شش ماهه... چه آهنگی گذاشته بود؟ حدس بزن...     

من: جواد یساری؟

آلن: نچ، زیارت عباس قادری...

من: ای ولللل