عاشق ها حال و هوایی دارند که مال خودشان است... بار اول که خاکستر های زمان را دیدم نفسم برید...

خواستم چیزی بنویسم برای این که بگویم مثلاً من یکی خیلی ونگ کاروای را دوست دارم، دیدم...

در حال و هوای عاشقی بودن سخت است... 

چقدر خطوط chung-king-express سریع السیر هستند...

فقط گاهی یک آه ممتد...


...


هر بار که کمپوت آناناس می خورم، به تاریخش نگاه می کنم و غر می زنم چرا تاریخش گذشته نیست.

پس در باران بدو تا عرق کنی و دیگر اشکی برای گریه نداشته باشی....