نامه

مکس عزیز
مدتی زیاد است که از شما نامه ای نگرفته ام دریافت نکرده ام. امیدوارم که بهتر خوب باشید. من هم بهتر خوب هستم. از زمانی که از اینترنت برای ارتباط با شما استفاده می کنم . خیلی سریع نامه ام به دست سمت شما می رسد. یعنی خیلی سریع تر از اداره پست ملبورن. اما شما دیرتر کند تر دیر پاسخ مرا می دهید. اما ولی من نگران ناراحت نیستم. چون می دانم که شما نمی خواهید نمی توانید خیلی سریع جواب مرا بدهید. من این را می فهمم. یعنی تازه می فهمم فهمیدم. من دارم کتاب کتابهایی در باره آسپرگر شما می خوانم. خیلی خیلی جالب ناراحت کننده است. الآن می فهمم که چرا شما گاهی جواب من را نمی دادید. و یا چرا همیشه در رابطه مرتبط شدن ارتباط پیدا کردن با دیگران مشکل داشتیتد دارید. مشکل شما نبودید. بلکه آسپرگر شما بود. و من می خواهم درآینده دکتر درمانگر روانشناس آسپرگر را به همه نشان معرفی کنم و دیگر کسی در جهان آسپرگر نداشته باشد.
پ.ن 1: از بابت شکلات ها ممنون. چندتایی که سالم رسیده بود. کمی آب شده بود. ولی خوشمزه بود. ( آیا دانشمندان نمی توانند کاری کنند که شکلاتها در راه ملبون آب نشوند؟)
پ.ن2: مکس عزیز
یکدفعه یکبار برای من گفتی نوشتی که دفترچه ای داشتی که عکس نقاشی تصور تصویر آدمها را در آن داشتی کشیدی که متوجه شوی هر قیافه برای چه حالتی هر قیافه هر آدم یعنی چه است. آیا او اسبانی عصبانی است. آیا او ناراحت است. آیا او خنده می کند می خندد. اما آیا شما دقت دقیق دیده اید متوجه شده اید که گاهی وقت ها اوقات قیافه آدمها در دفترچه می گوید یعنی خنده اما گریه می کند. این را من متوجه شده ام . مثل آن دفعه که استلا قیافه خنده داشت و گفت با من دوست است و بعد نامه عشقی عاشقانه من را که برای (د) ( د همان دامیان است که برای شما نوشتم) نوشتم نوشتم را سر کلاس برای همه خواند. و من ناراحت شدم. لطفا در نامه بعدی هم این را برایم توضیح بدهید.
پ.ن3: مکس عزیز
نمی دانم متوجه شدید که ایا من یک لغتنامه جدید هم دارم و کلمات جدید یاد گرفته ام.
پ.ن4: ما در استرالیا که فوتبال داریم مثل مانند شما زره نمی پوشند. آیا به علت گرمای ملبورن است و شما در نیویورک هوای سردی دارید که بازیکنان فوتبال لباس بیشتری می پوشند. بارنی می گفت چون شما ( شما منظور شما نیست.بازیکنان شما را می گویم.) همه اش دعوا و کتک کاری می کنند.
پ.ن5: من می روم. چون باید به خروسم غذا بدهم. شیر عسلی خودم را هم با شکلاتهایی که شما فرستادید بخورم.
پ.ن: اینجا باران می بارد بارانی است. آنجا چطور.
پ.ن: من این عکس شما را با کلاه من را خیلی دوست دارم. ولی نمی دانم یعنی شما شاد هستید یا غمگین هستیتد.
قربان شما
مری دی زی وینکل