۱- آدم عجیبیه. از بزرگترین تفریحاتش اینه که با خودش شرط ببنده، چقدر زمان می بره که بتونه ترتیب زن رفیقشو بده. از همه عجیب تر اینه که فقط از موسیقی واگنر لذت می بره. اینو خودم دیدم.وقتی داشت ترتیب زن رفیقمو می داد.

۲- زدم بیرون. اریک رو گفتمش بخون. گفت: چی بخونم؟ گفتم: هر چی عققشته. اونم زایر رو خوند. حال می داد. سر چارراه یه ماشین گنده خوشگل می خواست دور بزنه. واسادم که کلاس بزارم. دست تکون داد و بوقم زد. چاراه بعدی گفت: جناب ممنون. روز خوبی داشته باشین. گفتم: دادا، ماشین به این بنزی رو که باید حتمی احترامش کرد. یه لبخند بر من بگوزی زد و گف: عزیزم این لکسوسسه نه بنز. گازشو گرفتو رفت.

۳- چهارمین تپل که از دسم پرید، سرمو از شیشه بیرون کردم و داد زدم: خدایاااا، برسون یه عقشششق پاک این شب جمعه ایی. یکی گفت: بچه سرتو بکن تو!. دیدم ، لشگر دیدی چقده؟ همونقد یگان ویجه و زد شورش از بغلم دارن رد می شن. گفتم: خدایاااااا، هنوز لایق عقششش پاک نیسم. بذار برای یه شب جمعه دیگه. یکی گف: باشه. نمی دونم . اریک بود،خدا بود، یگان ویجه بود،کی بود؟

۴- داری فک می کنی که داری خرم می کنی خوشگله؟ نه جیگربرگر. جفتمون خریم. تو خری که داری برا من انرژی می زاری که خرم کنی. منم خرم که دارم باورت می کنم که نمی خوای خرم کنی. فهمیدی خره؟