انگاره
خیال
دوست دارم سیگار بکشم کنارت، دستمو بگیری بگی: آخرشو نکش...
منم بگم: باشه
بعد سیگارو پرت کنم دور...
+
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر ۱۳۹۲ ساعت ۴:۴ ب.ظ توسط افشین |
یک افشین هستم. جایی از خودم برای گپ زدن... دلمشغولی هایم هم همین ها است که می بینید...
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
آذر ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
شهریور ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تیر ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
اردیبهشت ۱۳۸۷
فروردین ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
آرشيو
آرشیو موضوعی
تصویر متحرک
تلاش برای قصه گویی
پیوندها
دائو د جینگ ( تائو )
شمس لنگرودی
نوشته های دو مرد فر خورده ...
شناشیر/نوشتههای اسماعيل جاشويی
من و ویلی
سارا تبتی و سنجاقک کاظمی
شازده کوچولو
حیدر رضایی
اینجا نیست!
رضای سالار
شیداب شک می کند، پس هست.
همین بالایی می نویسه
خزان همیشه مست...
چکامه های افرا
... جدید شیدا!
زندگی گیتا
لیلا اینجا خلوت کرده...
مرفوضات روزبه در بلاگفا
بیسکوئیت سبز
تاکسی مستقیم دربست
لی لی
BLOGFA.COM