خیال...
دوست دارم بریم آیس فروتی سعید، از همه چیزایی که داره سفارش بدیم، بعد بشینیم پشت میز پلاستیکی هاش. خالی ببندم. توام با چشای گنده بخندی و نگام کنی...
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۱۶ ق.ظ توسط افشین
|