بانوی من کج می نشیند و دل می برد. کجکی ابرویش هم مثال نیش کژدم است...
آق میرزا عباس خان فروغی خان از بر و بچس بسطام هم همین درد را داشتند که فرمودند:

تا قبلهٔ ابروی تو ای یار کج است
محراب دل و قبلهٔ احرار کج است
ما جانب قبلهٔ دگر رو نکنیم
آن قبله مراست گر چه بسیار کج است...

پ.ن: این بسیار کج است کشت مرا، اندکی راست باش با ما بانو...

پ.ن1: و همچنین آق میرزا عباس می فرماین که:


بگذار که تا می خورم و مست شوم
چون مست شوم به عشق پا بست شوم
پابست شوم به کلی از دست شوم
ار مست شوم نیست شوم، هست شوم

بعله! اینطوریاس!