بسیار کج است.
بانوی من کج می نشیند و دل می برد. کجکی ابرویش هم مثال نیش کژدم است...
آق میرزا عباس خان فروغی خان از بر و بچس بسطام هم همین درد را داشتند که فرمودند:
تا قبلهٔ ابروی تو ای یار کج است
محراب دل و قبلهٔ احرار کج است
ما جانب قبلهٔ دگر رو نکنیم
آن قبله مراست گر چه بسیار کج است...
بگذار که تا می خورم و مست شوم
چون مست شوم به عشق پا بست شوم
پابست شوم به کلی از دست شوم
ار مست شوم نیست شوم، هست شوم
بعله! اینطوریاس!
آق میرزا عباس خان فروغی خان از بر و بچس بسطام هم همین درد را داشتند که فرمودند:
تا قبلهٔ ابروی تو ای یار کج است
محراب دل و قبلهٔ احرار کج است
ما جانب قبلهٔ دگر رو نکنیم
آن قبله مراست گر چه بسیار کج است...
پ.ن: این بسیار کج است کشت مرا، اندکی راست باش با ما بانو...
پ.ن1: و همچنین آق میرزا عباس می فرماین که:
بگذار که تا می خورم و مست شوم
چون مست شوم به عشق پا بست شوم
پابست شوم به کلی از دست شوم
ار مست شوم نیست شوم، هست شوم
بعله! اینطوریاس!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۲ ساعت ۴:۴ ب.ظ توسط افشین
|