شما آژانسیی؟ ( یا عجیب ولی واقعی 3)
1- درسته هر کی میاد تو و بهش سلام می گی حس خوبی داره که جوابتو بده، ولی الاغ! طرف گنگِ! نفهم! بفهم! ( درس اخلاقی )
2- دودره بازی ممنوع! دونفری اومدن توو ( به رسم الخط پسامدرنیته). یکی شاسی بلند، اون یکی غرورملی گوزو داشت. صحبتا سر کارهای شکایت و شکایت کشی ملکِ ارث و میراثی بود و غرورملی گوزو هم کارچاقکن تشریف داشت.. کپی گرفتم. جفتشون رفتن بیرون. گفتم خو لابد الان میان! دیدم خیر! شاسی بلند رفتند و اوشون هم دارن صاب تشریف می شن. پریدم بیرون به شیوه مرسوم پسندیده یه تقه زدم به شیشه صدامو کلفت تر کردم و گفتم: این پول مارو نمیدین!... القصه با کلی غر که عجب آدمیه و فیلان و بیسار و ضررکردم! 2500! رو اِخ فرمودن!
پ.ن: شاسی بلند به هیکل ماشین اطلاق می گردد، نه مشتری. اون لبخند ملیحتون رو جم کنین لدفن!
3- اول وایساد دم در. نوشته های روی شیشه رو خوند. از راننده های آژانس سوال کرد اونام گفتن : همین بغلی. اومد توو، می گم :سلام. دست گذاشت رو کله من و نشوندم. سرک کشید. دونه دونه دستگاها رو دید و شمرد. سقف رو نیگا کرد( اینو بوخودا خودمم نفهمیدم چرا) با یه جور غریبی شک و تردید مرموزی که در چهره اش موج می زد و لبانش رو کج کرده بود! پرسید: فتووکوپی دارین؟!
4- اومده تو دستشو گذاشته رو پیشخون، می فرمایند که: اینو دو تا کپی کن! بعله! یوخده فکر کردم. به ابعادش نگا کردم. بعد فک کردم آخ دقیقن اینو کجاش می شه خو!؟
می پرسه: دستگاهاتون سالمه؟ کار می کنه؟! ... عه! ببخشید یادم رفت این کارت ملی من! اینو دوتا کپی کن!
5- اینو خودمم دیگه باور نمیشه. این قضیه شما آژانسین بودا؟ خو؟ وسط سرشلوغی.تلفن زنگ خورد. شماره رو نشناختم. گوشی رو می گیرم: بعله بفرمایید.
میفرماین که: دو تا ماشین می خوام!
...
پ.ن: قاعدتن شماره همسایه رو بشون دادم.
خیلی دلم می خواست شاخ و بال بدم به این اتفاقات! لامصبا جایی برا خلاقیت نمی زارن خو!
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۶:۱۳ ب.ظ توسط افشین
|